داستان واقعی زیباترین پسر شهر _ The true story of the most beautiful boy
هی بگیم خودشو به نفهمی بزنه !!!
در آخر خرت با چوب دستی راضی میشه دنبالت بیاد
زنت هم با "زور" راضی میشه حجابش رو حفظ کنه
جمع می کنیم و روزها را می شماریم
ده روز فلان قدر سود ... میتونم اون لباس زیبارو بخرم
یه ماه فلان قدر سود ... میتونم دوچرخه بخرم
یه سال فلان قدر سود ... میتونم موتور بخرم
پنج سال فلان قدر سود ... میتونم ماشین بخرم
ده سال فلان قدر سود ... میتونم شاسی بلند بخرم
بیست سال ... سی سال ... چهل سال ...
به آرزوت رسیدی در عوض بزرگترین نعمت خدا رو تحویل دادی
فکرشو بکن !! فرزند تو هم همین کارو با تو خواهد کرد !!!
دوست داری ثروتمند بزرگ باشی ولی کور ؟؟؟
یه بار هم که شده بگو "الحمدالله رب العالمین"
اونایی که نقض عضو یا ایرادی تو وجودشون دارند میفهمن چی گفتم !!!
تا آدم مریض نشه قدر خودشو نمی دونه
دروغکی میگیم اعصاب نداریم تا کارامون راه بیفته اما ...
اگه راستکی اعصاب نداشته باشیم شدیم "روانی کامل"
دیگه یه روز نزارید یک هفته کنین
"هفته دفاع مقدس . هفته نیروی انتظامی . هفته بسیج ..."
هفته هفته کنین تا تقویم ها پر شود و بیکاری ها از بین رفته زمانها زود بگذرد !
کودکیمون اینا کم بود وقت بیشتر ... عمر کم کم می گذشت
الان یه روز یا هفته رو تموم کنین روز یا هفته دیگر میاد
همه تقویم را پر کنین زمان استراحت کم شود عمر زود برود به درک
یه مناسبت تموم کنی یه مناسبت دیگه میاد عمر مثل گلوله میگذره
کاش کودک بودم تقویم در جیب نداشتیم
تلوزیون که نداشتی یه خانم بدون روسری ندیده بودی ..
ماهواره نداشتی یه خانم لخت ندیده بودی ..
موبایل نداشتی حداقل یه روز عکس س ک س ندیده بودی ..
اینترنت نداشتی دروغ کم تو نامه اعمالت بود ..
بچت تلگرام نداشت معنی س ک س رو نمی دونست ..
تا نبیند چوب تر ... فرمان نبرد گاو نر
تا نبیند جهنم من ... فرمان نبرد بنده من